آقای خادم هم شما به نان و نوایی رسیدید و هم کیمیا


در میان واکنش‌های مختلفی که نسبت به مهاجرت کیمیا علیزاده و کناره گیری‌اش از تکواندوی بانوان ایران، حمایت امیررضا خادم از علیزاده قابل توجه بود.

به گزارش سایت هواداران تکواندو، در میان واکنش‌های مختلفی که نسبت به مهاجرت کیمیاعلیزاده و کناره گیری‌اش از تکواندوی بانوان ایران، حمایت امیررضا خادم از علیزاده قابل توجه بود. او در صفحه شخصی خود در قالب پاسخ به نقد هادی ساعی دراین مورد، همه جانبه حق را به کیمیا علیزاده داده است!
اوهمچنین در لفافه از دردهایی می‌گوید که در طی سالها حضورش در منصب‌های مختلف سیاسی و و ورزشی گویا با آنها بیگانه بود. اما حالا که کمی فراغت بال به دست آورده است از بی قاعدگی‌ها و ارتباطات شخصی در بهره بردن از امکانات کشور می‌گوید.

خادم در قسمتی از اظهارات خود خطاب به هادی ساعی گفته است:« خودت بهتر میدانی که در کشوری با مختصات میهن ما، بخاطر بی قاعدگی ها و غلبه‌ی هیجانات اجتماعی و ارتباطات شخصی، ممکن است یک قهرمان بهره اقتصادی قابل توجهی نصیبش شود ولی در مقابل دیگر قهرمانان خیلی به نوایی نرسند! پس اگر تک ستاره ای چون کیمیاعلیزاده که با کسب اولین مدال المپیکی درورزش کشور زمینه ساز سینه جلو دادن و فخر فروشی خیلی چسبیده های ورزش شد، مورد توجه و حمایت مادی خاصی واقع شده، امری کاملا طبیعی و حق مسلمش بوده و هیچ کس یا مجموعه ای منتی سرش ندارد.» او به نکته خوبی اشاره کرده است.
«نان و نوا رسیدن برخی از قهرمانان.»
یکی مثل خودش که به مدد مدال هایش، نخستین ورزش‌کار حرفه‌ای است که در مجلس به عنوان نماینده تهران بر صندلی مجلس شورای اسلامی ایران نشست.
در ادامه پست هایی را به دست آورد که هم برایش نان داشت هم نوا، معاون حقوقی، پارلمانی و امور استان‌های وزارت ورزش و جوانان در دولت یازدهم، رئیس کمیسیون اصلی موضوع ماده ۵ قانون اجازه تأسیس باشگاه‌های ورزشی و ورزشگاه‌ها، نماینده تام‌الاختیار وزیر ورزش برای پیگیری فرایند خصوصی‌سازی و واگذاری شرکت‌های فرهنگی و ورزشی استقلال و پرسپولیس، کارشناس فدراسیون کشتی و....

سوال اینجاست آقای خادم، شما و ورزشکارانی همچون کیمیا که به اعتراف خودتان به نان رسیده اید چرا صدایتان برای صدها ورزشکاری که برای امرار معاش خود در مضیقه هستند حرفی نمی زنید. چرا در قامت حامی بوکسور تیم ملی که کولبری می کند تا خرج خانوده اش را بدهد در صفحه شخصی خود کلامی به نگارش در نمی آورید.

خادم در بخشی دیگر از مطالب خود اشاره به نگرانی های به حق کیمیا علیزاده می کند: "چرا از دغدغه های درونی یک قهرمان متعجب شده ای؟! و رفتار وتصمیمش که متاثر از تردیدها و نگرانی های او نسبت به آینده اش است را تنها از یک دریچه نقد میکنی؟!مگر او امثال من و تو را نمی بیند ...."

خادم در حالی این جمله را بیان می کند که اگر کیمیا علیزاده آینده شما و ساعی را می‌دید که بیشتر ترغیب می‌شد آینده ای برای ورزشکاران وجود دارد. حداقل این که آقای خادم کم هم از قبال ورزش بهره نبرد!!

البته این حمایت در شرایطی است که دغدغه‌های کیمیا آنطور که در نامه اش بیان کرده بود خیلی با دغدغه هایی که خادم به آن اشاره دارد هم خوانی ندارد. تنها وجه اشتراک آنها این است که خود را محق می دانند و دیگران را متهم. البته یکی از صندلی که دیگر ندارد می نالد و دیگری از روسری که روی سرداشت.

در شرایطی در روزهای تلخ و خبرهای دلگیر این بیانیه‌ها و صحبت ها مطرح می شود که برکسی پوشیده نیست کم و کاستی در ورزش حاکم است. رانت خواری در روز روشن صورت می گیرد. برخی صندلی ها به اشتباه واگذار شده است. اما این اتفاقات مختص به امروز نیست. همیشه بوده است اما سوال اینجاست چرا آن روزها که خادم‌ها بر مسند بودند اعتراضی نداشتند. چرا آن روزها که کیمیا علیزاده پشت تریبون قرار گرفت و درباره برجام حرف زد یکی از میلیون‌ها زن سرکوب شده در ایران نبود.چرا آن روزها که تبلیغ یک برند روسری بود و درآمد کسب می‌کرد از حجاب شکایتی نداشت؟

ای کاش این ملی پوشان اینقدر فراموشکار نبودند!!
تاريخ:سه شنبه 24 دي 1398 - 09:25