آقای صالحی امیری خطای رییس کمیسیون ورزشکاران را دیدید؟

طبل بزرگ زیر پای چپ!/ طلای بی‌فرهنگی بر گردن قهرمان


رئیس کمیته ملی المپیک بدون مماشات و مصالحه باید واکنشی جدی و درخور به یک بی‌فرهنگی بزرگ داشته باشد.

به گزارش سایت هواداران تکواندو به نقل از راه دانا؛ این سیلی به صورت یک فرد نبود. یک سیلی به هیمنه یک ستاره کاغذی که با ضرب دستش هر آنچه در تمام این سالها از او ساخته بودیم، فرو ریخت تا در پشت آن جلال و جبروت پوشالی چهره واقعی اش نمایان شود. همو که در تمام این سالها از پله های ورزش پلی برای رسیدن به مکنت، جاه و جلال، صندلی و البته سیاست ساخته و همنشین بزرگان شده اما هرگز کمال همنشین در او اثر نکرده و راه و رسم بزرگی را فرا نگرفته. زمین بلندی که آنقدر آب نخورده که علفهای هرز دشت بی فرهنگی آن را به یغما برده.

طبل بزرگی که صدایش گوش فلک را پر کرده اما توخالی است؛ یک طبل توخالی زیر پای چپ! ستاره ای که پشت برق مدال های زرینش نخوتی از جنس مس خوابیده که به خود اجازه می دهد به جرم تاخیر در نام بردن نامش پشت بلندگو، شخص خاطی را شخصا ادب کند. شگفتا از این قهرمان، عجبا از این پهلوان که اینگونه واژه قهرمان و پهلوان را به سخره گرفته و بر اعتبار آن چوب حراج زده.

سالهای سال از او نوشتیم، شانه هایمان را نردبانی برای موفقیت هایش ساختیم، به مدال هایش نازیدیم، برایش سینه سپر کردیم و حتی جامه دریدیم که ورزش جای امثال اوست نه هر مدیر سیاسی بیسواد و غریبه ای، اما امروز ثابت شد به بیراهه زده ایم و آب در هاون می کوبیدیم.

قهرمان ما امروز چه عالی نقش ضدقهرمان را روی صحنه برده و عجیب اینکه از این نمایش زشت و کریه تمام قد دفاع می کند و با توجیهات مضحک و مسخره روی این گلکاری ماله می کشد. یک عذر بدتر از گناه که تنها تندی آشی که پخته را بیشتر می کند، آنقدر که شامه همه را می آزارد. آقای قهرمان به جای پشیمانی و ندامت، به سبک بزن بهادرهای فیلمفارسی خود را محق می داند و برای توجیه، صغری کبری می چیند و عجبا که در این معرکه همه را مقصر می داند الا خودش؛ گویی مضروب متهم است که صورتش را به دست او زده!

سیلی او به گوش یک بینوا و درشت گویی های بی ادبانه اش پرده از حقیقتی انداخت که در تمام این سالها پیش روی او کشیده شده و به اندازه ای ضخیم شده بود که درک واقعیت از پس پرده ناممکن به نظر می رسید اما حالا که پرده افتاده دیگر نه او می ماند نه ما. مایی که در تمام این سالها نامش را در بوق و کرنا کردیم و او را در قامت ستاره جا زدیم اما حالا با فرو افتادن پرده قلابی بودنش عیان شده.

هادی ساعی در تمام این سالها با همین اعتبار کاذب و بزرگ شدن ظاهری به صندلی هایی رسیده که حالا صلاحیت و وجاهتش برای نشستن روی آن ها مورد تردید جدی قرار دارد. از صندلی شورای شهر سابق گرفته تا صندلی مدیریت تیم های ملی تکواندو و البته صندلی هیات اجرایی و کمیسیون ورزشکاران کمیته ملی المپیک. جایی که قهرمان خاطی نماینده جامعه ورزشکار و قهرمان شده اما زهی خیال باطل که آقای نماینده که باید نماد و الگو و سمبل یک جماعت پرهوادار و پرطرفدار باشد، حالا آن کار دیگر کرده و بدل نمکی شده که خود امروز آفت زده.

رضا صالحی امیری رئیس کمیته ملی المپیک اگر در یک ویژگی و المان با سایر همتایانش تفاوت داشته باشد، در حوزه فرهنگ است. مدیری که خود را یک چهره فرهنگی می داند، از حوزه فرهنگ و وزارت فرهنگ پای به عرصه ورزش گذاشته و در این صندلی می کوشد همیشه فرهنگ را نهادینه کرده و از فرهنگ بگوید. واژه فرهنگ ترجیع بند تمامی مصاحبه ها و صحبت های آقای رئیس است و او هیچ بحثی را در حوزه ورزش بدون پیوند زدن با فرهنگ انجام نمی دهد. صالحی امیری ثابت کرده فرهنگ برای او مقدم بر همه چیز حتی ورزش است و جلوتر از ورزش قرار می گیرد. بنابراین در عرصه ورزش به عنوان یک مقوله فرهنگی، هیچ بی فرهنگی و بی اخلاقی را جایز نمی داند و برنمی تابد.

از چنین مدیری با چنین مولفه هایی انتظار می رود تا در قبال خطای بزرگ و نابخشودنی یکی از مهمترین زیرمجموعه هایش برخورد شایسته و جدی داشته باشد. در کمیسیونی که از منظر شکلی و تبلیغاتی بواسطه حضور ستاره ها و قهرمانان یکی از مهمترین و کلیدی ترین زیرمجموعه های کمیته ملی المپیک است و زیر ذره بین افکار عمومی قرار دارد، هرگونه کج روی و کژتابی می تواند سنگ بنای غلطی را بگذارد که تا ثریا دیوار ورزش را کج خواهد کرد. آقای رئیس بدون مماشات و مصالحه باید واکنشی جدی و درخور به یک بی فرهنگی بزرگ داشته باشد و بدون غلطیدن در ورطه بازی نام های پوشالی و شهرت کاذب، استخوان را لای زخم نگذارد و قاطعانه و بدون مماشات رفتار کند.

برای فرهنگ سازی تنها حرف زدن و به کار بردن جملات زیبا کافی نیست، فرهنگ سازی نیاز به کار و رفتار و کنش فرهنگی دارد. فرهنگ سازی به عمل برآید، تنها به سخندانی نیست.
تاريخ:شنبه 27 دي 1399 - 13:36